۱۰:۰۴
شنبه ۰۳ اردیبهشت ۰۱
شنبه ۰۳ اردیبهشت ۰۱
بروم یا بمانم؟ بعد از همهی بالا و پایینها، همهی روزهایِ تصمیم به رفتنگرفتنها و همهی شبهای پشیمان شدنها. بعد از زیر و رو کردن هزاران سایتی که در مورد مهاجرت مینویسند، حرف زدن با آدمها، موسسههای حقوقی و مهاجرتی. پای درد و دل غیر مستقیم و محتاطانهی آنانی که غم غربت دلتنگ وطنشان کرده، نشستن. از آن طرف باز کردن سایتهای نمایشدهنده نرخ روز دلار و هر روز بدتر شدن اوضاع را دیدن. از بحران روز افزون آب شنیدن. در مورد قاتلی به نام آلودگی هوا حرص خوردن. در مورد بیماری مسری عجیبی به نام تورم خواندن که به جان مردم میافتد، تاب و توانشان را میمکد، کورسوی امیدشان را میکشد و ذره ذره آبشان میکند. از امید به آینده نداشتن در وطن. از غم غریبی که به دلم چنگ خواهد زد در غربت. از ندیدن رفقایم، از دیر به دیر دیدن خانوادهام. در اینجا به سینما نرفتنم.
.
قبل از رفتن، هی دل دل کردم به مادرم بگویم یا نگویم که مامان، از راه دور هم میتوانم دورت بگردم یا نه؟
ترسیدم بغضش بگیرد. نگفتم.
رفتم.
رفتم.
نوشته دیگر من در مورد اسکوویشی ها
.
قبل از رفتن، هی دل دل کردم به مادرم بگویم یا نگویم که مامان، از راه دور هم میتوانم دورت بگردم یا نه؟
ترسیدم بغضش بگیرد. نگفتم.
رفتم.
رفتم.
نوشته دیگر من در مورد اسکوویشی ها
- ۳۱ بازديد
- ۰ ۰
- ۱ نظر
چند قصه کودکانه ویژه خواب شب
یکی از بهترین کارها قبل از خوابیدن، خواندن کتاب و مطالعه کردن است و البته برای کودک شما هم خواندن یک شعر و قصه خواب زیبا است. در ادامه چند قصه زیبا برای کودکان در هر سن را آماده کرده ایم که می توانید قبل از خواب برای او بخوانید.
نکته جالب تغذیه کودکانقصه نی نی سنجاب ها
داستان نی نی سنجاب ها یکی دیگر از انواع قصه های کودکانه برای خواب کودکان است که این داستان کوتاه روایتی شیرین و کودکانه دارد و شما می توانید با تعریف کردن آن برای کودکتان او را به راحتی بخوابانید. چند روز پیش، نی نی سنجابها به دنیا آمد و سنجاب کوچولو صاحب یک برادر شد. نی نی سنجاب ها خیلی ریزه میزه و با نمک بود.
بیماری های مسری کودکانسنجاب کوچولو از دیدن برادر کوچولوی خودش خیلی خوشحال شده بود. می خواست بغلش کند و با او بازی کند اما مامان سنجابه اجازه نمی داد و می گفت نی نی هنوز خیلیکوچک است. باید صبر کنی تا بزرگتر بشود و بتواند با تو بازی کند . سنجاب کوچولو می خواست با مامان بازی کند اما مامان هم نمی توانست با سنجاب کوچولو بازی کند چون دائما نی نی را بغل کرده بود.
منبع بهترین کودک : قصه های کودکانه